کارباشيا

جايي براي انديشيدن به ريشه ها و هميشه ها

دوشنبه ۲۷ آوریل ۲۰۰۹

چرا!!!

يکي از دلايل اصلي عقب افتادگي فرهنگي در کشورهاي جهان سوم عدم وجود فضاي مناسب جهت نقد عقايد و در نتيجه عدم پيشرفت ايدئولوژي حاکم در بعد تئوري و عملي و همچنين عدم توفيق ساير مکاتب جهت طرح در سطح جامعه مي باشد.
يکي از فعاليتهاي ارزشمند شهيد دکتر بهشتي در اوايل انقلاب برگزاري مناظره با قويترين نمايندگان عقايد موجود در جامعه آن زمان بود. قطعا طرفين مناظره (منظور دو شخص مناظره کننده نيست بلکه مجموعه طرفداران دو ايدئولوژي مي باشد.) جهت بسط و گسترش عقايد خود مجبور به مطالعه بيشتر براي يافتن بسياري از پاسخهاي پرسشهاي طرف مقابل و حتي پرسشهاي خود بودند. در اثر برخي از اين مناظرات گاه شاهد بوديم يکي از طرفين به قدري مقهور ايدئولوژي قوي طرف ديگر مي شد که همچون احسان طبري در اواخر عمر در زندان قرآن به ديگران آموزش مي داد و يا اينکه تئوري پوسيده مارکسيسم را در آثار خود به کلي به چالش مي کشيد.
و به اينگونه در سالهاي 58-60 شاهد بيشترين پيشرفت در حوزه عقايد و سواد مردم کشورمان درسده اخير بوديم. اما متأسفانه فضاي خاص کنوني و مصاحبه هاي رنگارنگ برخي مسؤولين در تهديد اقشار مختلف مردم و ابداع واژگاني نظير براندازي نرم و ...که ناشي از روحيه قدرت طلبي و ترس از آگاهي مردم است حتي دوستان مرا نيز از نوشتن مطالب اجتماعي بسان گذشته منع کرده است. اميدوارم اين مسؤولين به علت سن و سال کم و يا اشتغال به کارهاي ديگردر سالهاي دور، فرمايشات بنيانگزار کبير انقلاب - امام راحل- را فراموش کرده باشند و نه با انگيزه هاي ديگر... چرا که با ادامه اين رويه در محدود کردن انديشيدن، از ريشه به تيشه اين انقلاب نواخته خواهد شد، و نه براندازي نرم توسط عده اي که تنها خواستار بلند فکر کردن هستند بلکه با براندازي سختي که عاملش همين فضاي خفقان موجود است مواجه خواهيم شد. آنچه باعث پيروزي اين انقلاب و پايان حکومت ددمنشانه شاهنشاهي شد شعارهاي اين انقلاب بود و ادامه اين شعارهاست که باعث تداوم آن خواهد بود.

0 نظرات: