نوروز امسال فرصتي پيش آمد تا دو سفر به دو منطقه از ايران داشته باشم و از نزديك با جغرافيا تاريخ آب و هوا و فرهنگ مردم اين مناطق آشنا گردم.
يكي از اين سفرها به شمال و استان گلستان بود و ديگري به مناطق مركزي، اصفهان و بختياري .
بر آنم تا يادداشت هاي خود را از ديده ها و شنيده هاي سفر در اين جا بياورم
در استان گلستان از جهت سياسي و اقتصادي مهم تر ين شهر گرگان است ،از جهت مرزي و جغرافيايي بندر تركمن و از جهت تاريخي گنبد كاووس.
گنبد ، شهر بسيار كوچكي است كه تنها از جهت تاريخي شايد حتي مهم تر ين شهر در تمامي كمربند شمالي ايران از آستارا تا مينو دشت باشد.
اهميت تاريخي اين شهر در بنايي است كه تصوير آن را در بالا مي بينيد : اين تصوير، نمايي است از بلندترين بناي آجري جهان كه دركشورما ايران ، در 98 كيلومتري گرگان و در ميانه ي شهري به نام خود بنا يعني گنبد كاووس قرار گرفته است.
شايد بزرگي و شكوه اين سازه در قاب تصوير نگنجد اما زماني كه از نزديك آن را به تماشا بنشيني از والايي معماري ايراني در شگفتي خواهي ماند.
هندسه اين بنا ي تمام آجري يك مخروط ناقص با ارتفاع زياد و قاعده اي كوچك است كه يال بالايي آن را گنبد مخروطي كاملي مي پوشاند.
بلنداي بنا از كف تا زير گنبد مخروطي 37 متر و بلنداي گنبد مخروطي 18 متر مي باشد ، محيط داخلي آن 30 متر محيط خارجي 60 متر و بيشينه ي قطر داخلي آن در كف 9.6 متر است.
سطح مقطع بنا از درون دايره و از بيرون ده پره با زاويه 90 درجه است. ساخت اين بنا به دوران زياريان و پادشاهي كاووس وشمگير كه لقب شمس المعالي داشت باز مي گردد : سال 397 قمري و 375 خورشيدي.
در آن روزگار شهر باستاني جرجان پايتخت دولت زياري بود . امروزه بقاياي اين شهر كهن كه يورش مغول آن را به ويراني كشانيد در 3 كيلومتري جنوب باختري گنبد كاووس به چشم مي خورد. انگيزه ي ساخت اين بنا به درستي مشخص نيست ،گويا يادمان كاووس وشمگير بوده كه به فرمان او بر فراز تپه اي مجاور پايتخت ساخته شده است . اين تپه و زمين هاي مجاور آن امروزه پاركي بزرگ در ميانه شهر كوچك گنبد كاووس است.
دو رشته مقرنس كاري( كنگره كاري زينتي) در بدنه ي ده پرده اين برج آجري چون كمربندي آرايشگر پيكر آن شده اند كه يك رشته در بلنداي 8 متري و ديگري موازي همان و در زير گنبد مخروطي قرار گرفته و به زبان تازي و خط كوفي چنين نوشته شده است:
بسم الله الرحمن الرحيم / هذا القصر العالي / للامير شمس المعالي / الامير بن الامير / قابوس بن وشمگير / امر ببنائه في حيا ته / سنه سبع و تسعين / وثلثمائه قمريه / و سنه خمس و سبعين / و ثلثمائه شمسيه /
به نام خداوند بخشنده مهربان / اين كاخيست بلند / براي امير شمس المعالي / پادشاهي شاهزاده / كاووس پسر وشمگير / در زندگانيش دستور به ساخت آن داد / به سال سيصد و نود / و هفت هجري قمري / و سال سيصد و هفتاد / و پنج هجري خورشيدي.
بد نيست بدانيم زياريان پادشاهاني بوده اند برخاسته از سرزمين مازندران با آيين شيعه كه از سال 316 تا نزديكي 470 هجري قمري بر بخش هاي گسترده اي از ايران به ويژه سرزمين هاي شمالي تا ري قزوين همدان اهواز و اصفهان حكمراني داشته اند.
بنيان گذار اين پادشاهي ، مرداويج پسر زيار بود كه اصفهان را تخت گاه خويش نموده و در بازسازي آيين ها و فرهنگ ايراني پيش از اسلام نقشي بسزا داشته است . چنان كه جشن سده اي كه وي در اصفهان برگزار كرد از جهت شكوه و بزرگي در تاريخ نمونه است .
كاووس وشمگير برادر زاده ي مرداويج نيز يكي از پادشاهان دانشمند و دانش دوست تاريخ سرزمين ماست وي به زبان هاي پارسي و تازي شعر مي سروده و با ستاره شناسي نيز دم خور بوده تا جايي كه مي بينيم در بناي يادبود خود از تاريخ هجري خورشيدي استفاده كرده كه اين در آن روزگار بي شك موردي تك تاست.
ابوريحان بيروني كتاب بنام " آثار الباقيه " خود را به نام كاووس وشمگير نگاشته و اين خود نشانگر گستره ي فضاي دانش پروري در دوران اين پادشاه است .
كاووس وشمگير به سال 403 هجري و به دست زير دستان خود كشته و بنا به گفته ي بسياري در محل همين بناي گنبد كاووس به خاك سپرده شده است.
يكي از اين سفرها به شمال و استان گلستان بود و ديگري به مناطق مركزي، اصفهان و بختياري .
بر آنم تا يادداشت هاي خود را از ديده ها و شنيده هاي سفر در اين جا بياورم
در استان گلستان از جهت سياسي و اقتصادي مهم تر ين شهر گرگان است ،از جهت مرزي و جغرافيايي بندر تركمن و از جهت تاريخي گنبد كاووس.
گنبد ، شهر بسيار كوچكي است كه تنها از جهت تاريخي شايد حتي مهم تر ين شهر در تمامي كمربند شمالي ايران از آستارا تا مينو دشت باشد.
اهميت تاريخي اين شهر در بنايي است كه تصوير آن را در بالا مي بينيد : اين تصوير، نمايي است از بلندترين بناي آجري جهان كه دركشورما ايران ، در 98 كيلومتري گرگان و در ميانه ي شهري به نام خود بنا يعني گنبد كاووس قرار گرفته است.
شايد بزرگي و شكوه اين سازه در قاب تصوير نگنجد اما زماني كه از نزديك آن را به تماشا بنشيني از والايي معماري ايراني در شگفتي خواهي ماند.
هندسه اين بنا ي تمام آجري يك مخروط ناقص با ارتفاع زياد و قاعده اي كوچك است كه يال بالايي آن را گنبد مخروطي كاملي مي پوشاند.
بلنداي بنا از كف تا زير گنبد مخروطي 37 متر و بلنداي گنبد مخروطي 18 متر مي باشد ، محيط داخلي آن 30 متر محيط خارجي 60 متر و بيشينه ي قطر داخلي آن در كف 9.6 متر است.
سطح مقطع بنا از درون دايره و از بيرون ده پره با زاويه 90 درجه است. ساخت اين بنا به دوران زياريان و پادشاهي كاووس وشمگير كه لقب شمس المعالي داشت باز مي گردد : سال 397 قمري و 375 خورشيدي.
در آن روزگار شهر باستاني جرجان پايتخت دولت زياري بود . امروزه بقاياي اين شهر كهن كه يورش مغول آن را به ويراني كشانيد در 3 كيلومتري جنوب باختري گنبد كاووس به چشم مي خورد. انگيزه ي ساخت اين بنا به درستي مشخص نيست ،گويا يادمان كاووس وشمگير بوده كه به فرمان او بر فراز تپه اي مجاور پايتخت ساخته شده است . اين تپه و زمين هاي مجاور آن امروزه پاركي بزرگ در ميانه شهر كوچك گنبد كاووس است.
دو رشته مقرنس كاري( كنگره كاري زينتي) در بدنه ي ده پرده اين برج آجري چون كمربندي آرايشگر پيكر آن شده اند كه يك رشته در بلنداي 8 متري و ديگري موازي همان و در زير گنبد مخروطي قرار گرفته و به زبان تازي و خط كوفي چنين نوشته شده است:
بسم الله الرحمن الرحيم / هذا القصر العالي / للامير شمس المعالي / الامير بن الامير / قابوس بن وشمگير / امر ببنائه في حيا ته / سنه سبع و تسعين / وثلثمائه قمريه / و سنه خمس و سبعين / و ثلثمائه شمسيه /
به نام خداوند بخشنده مهربان / اين كاخيست بلند / براي امير شمس المعالي / پادشاهي شاهزاده / كاووس پسر وشمگير / در زندگانيش دستور به ساخت آن داد / به سال سيصد و نود / و هفت هجري قمري / و سال سيصد و هفتاد / و پنج هجري خورشيدي.
بد نيست بدانيم زياريان پادشاهاني بوده اند برخاسته از سرزمين مازندران با آيين شيعه كه از سال 316 تا نزديكي 470 هجري قمري بر بخش هاي گسترده اي از ايران به ويژه سرزمين هاي شمالي تا ري قزوين همدان اهواز و اصفهان حكمراني داشته اند.
بنيان گذار اين پادشاهي ، مرداويج پسر زيار بود كه اصفهان را تخت گاه خويش نموده و در بازسازي آيين ها و فرهنگ ايراني پيش از اسلام نقشي بسزا داشته است . چنان كه جشن سده اي كه وي در اصفهان برگزار كرد از جهت شكوه و بزرگي در تاريخ نمونه است .
كاووس وشمگير برادر زاده ي مرداويج نيز يكي از پادشاهان دانشمند و دانش دوست تاريخ سرزمين ماست وي به زبان هاي پارسي و تازي شعر مي سروده و با ستاره شناسي نيز دم خور بوده تا جايي كه مي بينيم در بناي يادبود خود از تاريخ هجري خورشيدي استفاده كرده كه اين در آن روزگار بي شك موردي تك تاست.
ابوريحان بيروني كتاب بنام " آثار الباقيه " خود را به نام كاووس وشمگير نگاشته و اين خود نشانگر گستره ي فضاي دانش پروري در دوران اين پادشاه است .
كاووس وشمگير به سال 403 هجري و به دست زير دستان خود كشته و بنا به گفته ي بسياري در محل همين بناي گنبد كاووس به خاك سپرده شده است.

2 نظرات:
دو شعر بسیار زیبا سروده بودی در وصف بهار.
از جهت مهندسی سازه به نکات جالبی توجه کردی،
برام خیلی جالب اومد...
سلام
مطلب خوب و قابل تاملی بود.با تشکر
من ورودی 83 م.شیمی رازی بودم.
ارسال يک نظر